gegli

برای دلم........

خدا

عکس و تصویر کم سن و سال تر که بودم وقتی باران میبارید فکر میکردم خدا گریه میکند! ...

کم سن و سال تر که بودم
وقتی باران میبارید
فکر میکردم خدا گریه میکند!
این نظریه ام را هم با هیچ آدم بزرگی در میان نمیگذاشتم چون اطمینان داشتم خواهند گفت خدا که گریه نمیکند بچه !
نمیگفتم چون نمیخواستم عشق بازی زیر اشک های خدا را از دست بدهم!
آدم بزرگها هیچ وقت نمیفهمند
خدا هم گریه میکند...!
دلش که میگیرد....
پنجره اتاقش را باز میکند...
نگاه میکند به زمین و آدم هایش...
به جدایی مادر از فرزند و فرزند از مادر که حاصل جنگ و قدرت طلبی است...
به کودکانی که از سو هاضمه رنج میبرند
این جا شروع گریه های خداست...
با دیدن عاشقی که از جدایی معشوق در خیابان سرگردان است گریه اش شدت میگیرد...
دختر بچه ای را میبیند که زیر اشک های سردش میلرزد و جامه ای ندارد برای گرم شدن...
دختر بچه ای که این اشک های سرد خدا فرصت مناسبی ست برایش تا سر چهارراه دل مردم به رحم بیاید بخاطر کفش های پاره اش و شاید...
خداوند میبیند مردی را که شرمنده است، مردی که سرپناهی ندارد برای خانواده اش تا زیر اشک های سرد خدا خیس نشوند
چون صاحبخانه اثاثیه اش را در کوچه ریخته است!
این جا دیگر خدا نمیخواهد گریه کند....
اما نمیتواند جلوی اشک هایش را بگیرد....
آری ....خدا هم گریه میکند!
خدایا...
پنجره اتاقت را ببند!
زمین ات دیگر دیدن ندارد.

یکشنبه 17 دی 1396 - 12:01:19 PM

ورود مرا به خاطر بسپار
عضویت در گوهردشت

آخرین مطالب


دوست بدار


زندگی ما


خوشبختی


نقاش


گـــران بــــاش


باید گذشت


نيمه یِ دیوانه


همیشه دعا کنید :


مهم نیست


حساب


نمایش سایر مطالب قبلی
آمار وبلاگ

44639 بازدید

43 بازدید امروز

129 بازدید دیروز

1019 بازدید یک هفته گذشته

Powered by gegli.com

آخرين وبلاگهاي بروز شده

Rss Feed

Advertisements

این وبلاگ به وسیله شبکه اجتماعی نخبگان گوهردشت (گگلی) ایجاد شده است

برای ااطلاعات بیشتر و عضویت در اولین شبکه اجتماعی ایران اینجا را کلیک کنید

ورود به گوهردشت